یارب :

وصیت نامه ام را از کجا شروع کنم در حالی که حیا دارم از اینکه با لباس گناه ، خدمت تو آیم . . .

پروردگارا تو رئوفی و مهربان ولی من گناهکار  . .

تو دانایی و عالم ولی من جاهل . .

پروردگارا دستانم طاقت نوشتن بر روی کاغذ را ندارد ، پشیمانم چه بگویم تا شما که خالق من هستی راضی باشی  . .

پروردگارا به خود افسوس میخورم که در جمع سربازان آقا امام زمان و یاوران حسین زمان هستم و قدر آنها را نمیدانم ،چه عاشقانی با ما بودند و رفتند و معبود و سرور خودشان را زیارت کردند. خداوندا ! اگر ما هم لایق دیدار تو هستیم به ما هم این توفیق را بده که بتوانیم آقا ابا عبدا...الحسین را زیارت کنیم.

 . . .پیامم به پدر و مادرم اینست که در این بیست سال عمری که همراه با گناه و معصیت بوده وشما را  اذیت میکردم اگر صدایم را برای شما بلند کردم و یا سخنی گفتم که موجب اذیت و ناراحتی شما شده ،ان شا ا... که شما من را حلال میکنید ،اگر شما حقیر را حلال نکنید بنده نمی توانم در روز قیامت جوابگو باشم . . . . . . خداوندا اگر من لایق این هستم که شهید بشوم و از من راضی هستی این نعمت بزرگ را نصیب این حقیر عنایت فرما ای خدا بحق فاطمه زهرا (سلام ا...علیها) قسمت میدهم من را هم به فیض شهادت برسان  . . .